bg
دفتر شعرمذهبی از اکبر شیرازی
شاعر :‌ اکبر شیرازی
اکبر شیرازی
مذهبی
1391/08/18
908

سلام این پیامک که در وبلاگ آورده بودم بعنوان اولین شعر و شروع فعالیت سایت در اینجا می آورم امیدوارم با کمک شما عزیزان سایت پرباری داشته باشیم . قطعا استحضار دارید که شروع هر کاری ممکن است با نشیب و فراز و اشکالاتی همراه باشد که امیدوارم با اغماض و کمک جهت رفع آنها برخورد فرمائید تا انشاالله به کمک هم به مرور به شرایط ایده آل نزدیک شویم .

 استقبال از محرم:

اين عيدگذشت وخبراز يارنيامد،

برزخم دل فاطمه غمخوار نيامد!

چند روز دگرمانده که با ناله بگوئيم:

اى اهل حرم،مير وعلمدارنيامد،

برسينه زنان،ضجه زنان بازبگوئيم،

سقاى حسين،سيد وسالارنيامد.

اکبر شیرازی
مذهبی
1396/09/15
4495

 
 
 
 

هفدهم ربیع الاول سالروز ولادت با سعادت پیامبر مهربانی و رحمت حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی (ص) و ثلاله پاکش صادق آل رسول امام جعفر صادق(ع) بر آزادگان جهان مبارک
—-------------------------

آمده روز شادی و برکات
بهترین بنده آمده به حیات
از وجودش جهان پر از نعمات
دختران را دهد ز فتنه نجات

 

باصدای رسا و بر دفعات
برمحمد و آل او صلوات

 

آمده آن رسول نون و قلم
تا زند یک جهان تازه رقم
تا که زد بر زمینِ مرده قدم
لرزه افتاد بر ستونِ ستم

 

شده آتش خموش و تیره و مات
بر محمد و آل او صلوات

 

خالق او را کریم می داند
خلق او را عظیم می داند
حصن او را حریم می داند
نفسِ او را سلیم می داند

 

آنکه مارا شفیع است در عرصات
برمحمد و آل او صلوات

 

لطف و احسان رسد ز خالق ما
می رسد آن طبیب حاذق ما
رزق بی حد رسد ز رازق ما
زاد روز امام صادق ما

 

بفرستید با سرور و نشاط
برمحمد و آل او صلوات

 

شیعه مدیون علم و حکمت او
رشد اسلام در امامت او
مذهب شیعه از ریاست او
راهیِ راه راست ، امت او

 

صادق است و دهد به ما صدقات
برمحمد و آل او صلوات

 

 

#اکبرشیرازی

 

@shirazy

 

https://t.me/shirazy

اکبر شیرازی
مذهبی
1400/01/09
1066

تشت خاکستر بر سر پیامبر

مقایسه رفتار پیامبر به توهین کننده به ایشان با رفتار مدعیان دینداری با مخالفین تفکرات خود 
==========

داشت ختم‌المرسلین همسایه‌ای
از قضا همسایه‌ی دون‌مایه‌ای

یک یهودی مسلک بی‌بندوبار
بددهان و کینه‌جو و نابکار

در مسیر کوچه و‌ راه نبی
او کمین می‌کرد هر روز و شبی

تا رسول‌الله از ره می‌رسید
این مزاحم نیز ناگه می‌رسید.

با تنفر از فراز پشت بام 
بر سر پیغمبر عالی مقام

ظرفی از خاکستر و خاک و ذغال
دائما می‌ریخت چندین ماه و سال 

هیچ کس در آن زمان هرگز ندید
خم به ابروی رسول آید پدید

اذن آزار یهودی را نداد
اینچنین بر امت خود درس داد

از قضا روزی گذشت از آن حدود
دید آن همسایه در راهش نبود

پرس و جو کرد و سراغ از او گرفت
مردم از این کار ایشان در شگفت

تا شنید آن عامل فتنه گری
گشته در کاشانه ی خود بستری

رفت فورا تا ملاقاتش کند
با چنین رفتار خود ماتش کند

رفت پیغمبر به بالینش رسید
فتنه گر اما خجالت می کشید

گفت با او از سر مهر و صفا
تو کجایی چند روزه بی وفا

آن دل وحشی از او آرام شد
عاشق پیغمبر و اسلام شد

"ای مسلمانان مسلمانی چه شد"
آن همه اخلاق رحمانی چه شد ؟

دشمن از خُلق پیمبر دوست شد
از شما آیا برادر دوست شد ؟؟

ای که تهمت می زنی بر این و آن
می زنی خنجر به قلب دوستان

مدعی هستی که دینداری ولی
در مرامت نیست اخلاق علی

فکر کردی جز تو و افکار تو
باور و اندیشه ی بیمار تو

هرچه باشد باطل است و بر خطا
بر تو تنها لطف یزدان شد عطا

از ولایت می زنی دم بی امان
هست رفتارت ولی بر ضد آن

خاطر یاران مکدر می کنی
این همه با نام رهبر می کنی

نیست این رسمش ولی این ماجرا
یادمان می آورد آن خرس را

الغرض بازیچه ی رندان مشو
همکلامِ ابله و نادان مشو

"دوستی با مردم دانا نکوست
دشمن دانا به از نادانِ دوست

دشمن دانا بلندت می کند"
یار نادانت به بندت می کند 

در رها گشتن از این ره رازی است
راز آن این شعر از شیرازی است!!

#اکبرشیرازی 
۱۵ دی ۱۳۹۹

لینک کانال اشعار
 (https://t.me/shirazy)

@shirazy

.

اکبر شیرازی
مذهبی
1404/12/02
11

Translator
 
 
یا مهدی(عج) 
ای وارث انبیا و اولیا 
ادرکنی
--------

مانند موسی آمدی ، مخفی ز چشم مردمان
مانند عیسی حرف در ، گهواره گفتی ناگهان

مانند آدم بهر حق هستی خلیفه در زمین 
چون‌نوح باشد عمر تو یاحضرت صاحب زمان

مانند اسحاق نبی ، وصلت بشارت داده شد
چون لوط یاری میشوی ، از جانب افلاکیان

یعقوب وش گریان شوی در داغ مولامان حسین
چون هود از روی زمین ، نابود سازی کافران 

زیبا چو یوسف هستی و صبرت چو ایوب نبی
همچون سلیمان می‌شوی ، تو‌ پادشاه این جهان

نامت محمد ، کنیه‌ات ، مهدی و قائم می‌شوی
ای خلق و خویت احمدی ،  نور دو‌چشم شیعیان

تنهای تنها چون علی ، مظلوم مانند حسن
شور حسینی داری ای فرمانده‌ی آزادگان

ای حجت‌ابن‌العسگری ، تو شهر دانش را دری
برگرد با اذن خدا ، ای ملجاء مستضعفان

تو رمز و  راز عالمی ، از پرده بیرون شو دمی
از مهر بر سرهای ما دستی بکش ای مهربان

ای اهل عالم می‌رسد ، فرمانده‌ی بیدار ما
هم او‌که دارد از علی ، با ذوالفقار او نشان

ما سربدار و منتظر ، جان بر کفیم و مقتدر
آماده‌ایم آماده‌ی ، پیکار و رزمی بی امان

#اکبرشیرازی 
۲۷ بهمن ۱۴۰۴

تلگرام و بله
@shirazy
اینستا و ایتا
@a_shirazy